خرید بک لینک

نگار واقعا متاسفم ..نمیدونم چرا اینجور شد:(نمیخواستم توی تولدت گریه کنی:(

نگار ازم قول گرفته بود پنج آذر توی تولدش گیتار رو بزنم...همون آهنگا

و... چی شد...منم زدم ..ولی.. سه نفر افتادن گریه..نگار که تا آهنگ رو شنید رفت تو اتاق گریه کرد:| با هر نت یه لعنت به آمنه میفرستاد:| بم گفت با این آهنگات کل چیزای غمگین زندگیم اومدن جلو چشام

چرا اینجور شد؟؟ چرا من نتونستم اهنگ تولد رو شاد بزنم؟! من که قبل تولد آمنه هرموقع تمرینش میکردم خیلی شاد بودم از ته قلبم احساس شادی میکردم! ولی بعد از تولدش،توی تولد نگار اولین بار بود که دوباره آهنگه رو میزدم !اینبار تنها چیزی که توی قلبم حس میکردم یه غم عمیق بود:( چرا اینجور شد؟! هرکاری کردم نتونستم نتا رو شاد بزنم ! چی به سرم اومده بود؟!

یه نفرشون بم گفت اینا رو چه جور یاد گرفتی..منم گفتم فقط به خاطر یه نفر ..نگار هم گفت لعنت به همون یه نفر:||

به خاطر خیلی چیزا بخشیده نمیشی

برچسب: نویسنده: بهنام حسینی تاريخ: يکشنبه 17 بهمن 1395 ساعت: 15:03

صفحه بندی