اووف...خسته شدم امروز رو پر کاری بود ..بدتر از اینکه از مدرسه بیای و بشینی سر سفره ناهار به جای خوردن مشغول حرف زدن با مادرت بشی اونم فلسفی..
امروز یه مقاله از نیچه خوندم خیلی خوب بود..درباره بازگشت دوباره بود
و من کاملا باهاش موافقم
متاسفانه یکی از خصوصیاتی که ما انسانا داریم اینه که بیشتر اشتباهاتمونو قبول نداریم و هر وخت که به گذشته نگاه میکنیم میگیم اگه برمیگشتیم اینو تغییر میدیم
ولی کمتر کسی به تغییر ندادنش فکر میکنه ..مثلا چرا نمیگیم ما تغییرش نمیدیم چون چیزی بوده که خودمون انتخابش کردیم؟ ..چرا به جای تغییر دادنش به این فکر نمیکنیم که یه جوری زندگی کنیم که هرموقع یکی اومد و بمون گفت از همین الان برمیگردی و کل زندگیت رو حتی ثانیه به ثانیه با همون اتفاقات قدم به قدم دوباره طی میکنی..حاضری؟! حاضری کل لحظات زندگیت چه خوب چه بد دوباره تکرار شه بدون حتی یه ذره تغییر ؟ نه یک بار بلکه بارها و بارها؟
این ینی بازگشت جاودانه ..یه لحظه فک کن یکی اومده و بت میگه توباید زندگیت رو تکرار کنی از اول تا الان..ینی تا الانی که اون داره بهت اینو میگه و تو قبول کردی..ینی هرموقع به این قسمت رسیدی همین قسمتی هم که اون درخواست داده و تو قبول کردی :| تکرار میشه و دوباره برمیگردی و همینطور زنجیره وار..این ینی یک بار نه..بارها و بارها تکرار میشه چون قبول کردن تو تکرار میشه:/..و این ینی قبول سرانجام کارت
ینی هر اتفاقی که برات میوفته فقط به خودت مربوطه چون خودت خواستی
____من این را میپذیرم چون اینگونه بوده و من هم اینگونه اورا پذیرفتم___
یادمه توی مقالات دیگه درباره زرتشت هم اینچنین چیزی بود
و البته توی کتاب ارباب حلقه ها..گفته بود که خورشید دوباره بازخواهد گشت و صحنه تکرار میشه :
تالس و یه چنتا از فیلسوفای دیگه هم دراین باره صحبت کرده بودن
ولی این وسط تنها چیزی که واسم مهم بود اینه که
<< همیشه یه جوری زندگی کن که هروخت یکی اومد و گفت که الان میخوای برگردی به همه چی ، با کمال میل قبول کنی:)>>
برچسب: فلسفی,فلسفیدن,فلسفی ترین جملات,فلسفی سنگین,فلسفی عاشقانه,فلسفی اس ام اس,فلسفی طنز,فلسفی جملات,فلسفی مطالب,فلسفی sms,
نویسنده: بهنام حسینی