✖خــــــونْ مُــــــردِگـــــــی✖

متن مرتبط با «بعد چهارم و پنجم» در سایت ✖خــــــونْ مُــــــردِگـــــــی✖ نوشته شده است

به وبلاگ خود خوش امدید

  • نیلوبلاگ

    با سلام.به دنیای لوکس بلاگ و وبلاگ جدید خود خوش آمدید.هم اکنون میتوانید از امکانات شگفت انگیز لوکس بلاگ استفاده نمایید و مطالب خود را ارسال نمایید.شما میتوانید قالب و محیط وبلاگ خود را از مدیریت وبلاگ تغییر دهید.با فعالیت در لوکس بلاگ هر روز منتظر مسابقات مختلف و جوایز ویژه باشید. در صورت نیاز به راهنمایی و پشتیبانی از قسمت مدیریت با ما در ارتباط باشید.برای حفظ زیبابی وبلاگ خود میتوانید این پیام...

    ادامه مطلب
  • اندر احوالات کوه:/

  • نیلوبلاگ

    مروز بازم کوه بودیم. دی قبل طلوع خورشید حرکت کردیم باز.. عالی بود! عالیه کلا! حالا من یه گونه هم کریستال جم کردم ملت میگفتن اینارو میخوای کجات.. ینی چیکارشون کنی. دی حالا بیخیال اینا آقا یکی از نمیدونم مزخرفترین یا جالب ترین چیزا اینه که وقتی نگاه میکنی میبینی دو قدم راهه تا قله هی میری جلو هی باز میبینی چند نتر جلو تره و بازم میری میبینی نه بازم جلوتره :/ رو اعصابه اصلا :)) ولی وقتی پایتو میزار...

    ادامه مطلب
  • ✖خــــــونْ مُــــــردِگـــــــی✖

  • نیلوبلاگ

    گاهی وقتا میشه خاطراتی که مدت ها جلوشون و گرفتی بودی عقب زده بودیشون رو ذهنت هجوم میارن مثل یه بهمن. یه سیل بعد شکسته شدن سد _____ نمیدونم حالم خوب باید باشه یا بد چه قدر اتفاق چه قدر فکر چه قدر تپش قلب! ______ چن وقتیه حس میکنم تو گوشم کرمی چیزی داره راه میره :)) والا! خدا لعنتش کنه اون دکتر کثا...

    ادامه مطلب
  • کادوی تولد:)

  • نیلوبلاگ

    از هیچی خوشم نمیاد دیگه..نسبت به هیچی هیچ حس خوبی ندارم..هییچ ذوقی ندارم:( فقط خودم میدونم که چه قد واس کادوش تلاش کردم من فقط ده جلسه کلاس موسیقی رفتم..کسی توی ده جلسه گیتارزدن یاد نمیگیره:) اما من به خاطر تولدش جلوتر از استاد رفتم دوتا آهنگ تولد کار کردم:) دستام پوکیییدن ..خیییلی سخت بود :( ولی ادامه دادم.. با این تلاشم ده جلسه جلوتر افتادم:| ینی من به اندازه کسی که بیست جلسه رفته گیتار زدن رو فقط به خاطر کادو تولدش گیتار زدن بلد بودم:/ از ته قلبم و با خوشحالی تمام تمرین میکردم آهنگارو:) خییلی ذوق زده بودم :))انگشتام تاول زده بودن..منم با انگشتای تاول زده رفتم پیش مارال:( ولی اون موقع تولدش چکار کرد؟! ... آهنگامو قبول نکرد:( حتی حاظر نشد که گوششون بده ..گفت آهنگ واس چیمه:( میدونم شوخی میکر...

    ادامه مطلب
  • هالووین

  • نیلوبلاگ

    دارن در میزنن..کی میتونه باشه؟ خب در رو باز کن شاید به خاطر آبنبات اومده باشه! + سلام ^^ - ما آبنبات داریم ..به دنیای تاریکی ها خوش اومدین + قهوه هم دارین؟ - آره قهوه هم داریم..از چه نوعی میخوای؟! + تلخ و سیاه....درست عین روحم ___ عاقا هالووینتون مبارک ^^ ایشالا صد سال کنار هیولاهاتون زندگی کنین هالووین رو به تمام اونایی که مث من هنوز به وجود هیولا توی کمد ایمان دارن و هنوزم با هیولاهای زیر تختشون دوستن تبریک میگم..^^...

    ادامه مطلب
  • تولدم

  • نیلوبلاگ

    برای آن که کمی، حتی اگر شده کمی زندگی کرد، دو تولد لازم است تولد جسم و سپس تولد روح هردو تولد مثل کنده شده هستن تولد اول بدن رو به این دنیا میندازه،تولد دوم روح رو به آسمون میبره rdquo;تولد روح من زمانی بود که تو را دیدمrdquo;...

    ادامه مطلب
  • وبلاگ

  • نیلوبلاگ

    وبلاگش رو خیلی تصادفی پیدا کردم توی دایرکت یهش گفتم و اونم نمیدونست. من فک کردم میدونه چون فک کردم که اون دستنوشته ها رو خونده :) اما..نخونده بود..چون اونجا درباره وبلاگش صحبت کرده بودم و به من گفت که خونده با این همه بدی که کرد ..ولی بازهم فراموش نشدنی ترین اتفاقه پ ن: الان مامان خانوم بالا سرمه بش گفتم که براش کامنت گذاشتم..حالا هروز به وبلاگش سر میزنم گفتم شاید بیاد بخونشون..ولی فک نکنم انقد واسش اهمیت داشه باشم مطلبش رو هرروز میخونم با این که تکرارین ولی بازم هربار واسم تازگی دارن حالا اگه خانوم m بود ...میرفت کپیشونم میکرد:||...

    ادامه مطلب
  • بعد چهارم

  • نیلوبلاگ

    وقتی چشمانت باز اند ، داری یک زندگی روزمره رو تجربه می کنی ! همه چی سیاه سفیده ! تکراری ! خسته کننده ! قابل پیش بینی ! طولانی و بی روح وقتی یک چشمت را می بندی و به دنیا نگاه می کنی انگار یک بُعد بهت اضافه شده ! می تونی انسان ها رو مثل یک روح زود گذر ... ساختمان ها رو مثل یک دیوار کوتاه ! دنیا رو با یک طرف سیاه ! ببینی ... از حرکت خودت خبر نداری ! ممکنه هر لحظه بخوری به هر جایی یا بری به طرف چیزی ! مثل دنیای من ... ولی وقتی که دو تا چشمت رو ببندی وارد دنیایی آشنا میشی ... دنیای خودت . جایی که تا ابد می خوام اونجا باشم !!!! بُعد چهارم ! ...

    ادامه مطلب
  • لمس یک اشتباه خوب

  • نیلوبلاگ

    [لمس[ از بچگی بهم گفتن بزرگ میشی یادت میره من کوچیک شدمو یادم بود و این یادم داد که واقعیت همیشه خلاف گفته هاشون خواهد بود نقطه ... این آهنگ حالت روحی الان منه نه خوشگله نه زشت نه عامه پسند نه واسه مهمونی خوبه نه توی ماشین وسط یه جاده پر از منظره قشنگ نه خوبه نه بد نه درسته نه غلط نهسیاهه نه سفید خاکستریه این یعنی رنگ واقعیت واقعیتی که میگه کل زندگی یه بازیه رویاهات میکِشَنت جلو خاطراتت میکشنت عقب چی میمونه ازت یه چیزی میشی به عمق افکارتو به طول زندگی ولی این مهمه کی رفتنیه کی موندنی کی تو حاشیه اس کی تو مرز کی یه جرقه س واسه تغییر با چند خط شعر خون...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    هالووین در تهران | هالووین تهران | هالووین چت | هالووین در ایران | هالووین 2013 | هالووین 2014 | هالووین مبارک | هالووین عکس | تولدم مبارک | تولدم نزدیکه